گفت‌وگو با غلامحسين حسنتاش؛ تاکتیک نفتی عربستان برای خنثی‌کردن نتایج برجام

به گزارش نفتون نیوز به نقل از روزنامه شرق سال ٢٠١٥ ميلادي با تلاطمات شديد در قيمت نفت همراه بود. ركود جهاني كه دامن بسياري از اقتصادهاي بزرگ جهان، از‌جمله چين را گرفته بود، عاقبت دامنگير نفت هم شد و با كاهش تقاضا، نفت روي دست بسياري از توليدكنندگان ماند. از سويي افزايش توليد نفت شيل‌اويل آمريكا، افزايش توليد در عراق و عربستان و اصرار سعودي‌ها براي جنگ قيمتي بر سر نفت با شيل‌اويل‌ها و در كنار آن تصميم قاطع ايران براي بازيابي سهم خود به محض برداشته‌شدن تحريم‌ها از مهم‌ترين وقايعي بود كه تأثير خود را بر قيمت‌ها گذاشت. آن‌گونه كه حتي پيش‌بيني مي‌شود محدوده قيمتي ٣٠ دلار تا سال ٢٠١٧ نيز بر بازار نفت سنگيني كند. غلامحسين حسنتاش، عضو هيأت‌علمي مؤسسه مطالعات بين‌المللي انرژي در گفت‌وگوي خود با «شرق» با بررسي آينده بازار نفت، به پشتِ پرده كاهش قيمت نفت از سوي عربستان اشاره مي‌كند و ادعاي سعودي‌ها را براي مخاطب قرار‌دادن شيل‌اويل‌ها رد مي‌كند. او معتقد است عربستان نگران از تغيير آرايش منطقه و پايين‌آمدن وزن عربستان تحت تأثير برجام، تمام سعي خود را به كار گرفته تا نتايج حاصل از برجام را خنثي كند.

 

‌ با روند سقوط قيمت نفت، آينده بازار چطور خواهد بود؟

سقوط قيمت نفت از يكي، دو سال قبل پيش‌بيني‌پذیر بود. به اين علت كه از چند سال قبل اقتصاد جهان دچار ركود شديد بوده و كشورهاي عمده مصرف‌كننده دچار مشكل اقتصادي بودند؛ بنابراين تقاضا براي نفت به شكل درخور توجهی بالا نرفت. از طرف ديگر، عرضه بالا بود و وقتي كالايي عرضه بالا و تقاضاي كم داشته باشد، قيمتش كم مي‌شود. منتها بعضي از عوامل مانع اين سقوط شده بود. در واقع متناسب با اينكه تقاضا رشد زيادي نكرده بود و عرضه نفت آمريكا رشد زيادي داشت، مشكلاتي در توليد نفت در ليبي و نيجريه و سودان و سوريه وجود داشت كه توليدشان كم شده بود و می‌شد پيش‌بيني کرد اگر آن مشكلات تا حدودي برطرف شود يا با توليد ديگران جبران شود، با افزايش توليد نفت، قيمت كاهش پيدا خواهد كرد. افزايش توليد نفت در ايالات ‌متحده تا حدود زيادي كاهش‌ توليد در ليبي و نيجريه و سايرين را جبران كرد؛ بنابراين اگر دقيقا اوضاع بازار نفت رصد مي‌شد كاهش قيمت نفت پيش‌بيني‌پذیر بود. علاوه‌‌براين كساني كه با ساختار بازار نفت به عنوان كالاي ضروري آشنا باشند، مي‌دانند كه در كالاهاي ضروري، نوسانات قيمت نسبت به تغييرات ميزان عرضه‌وتقاضا شديد است. الان در بازار نفت حدود ١,٥ تا دو ميليون بشكه عرضه اضافه داريم؛ یعنی در ٩٢ ميليون بشكه تقاضاي جهاني نفت، كمتر از سه درصد عرضه اضافه داريم، اما اين با نسبت خيلي بالاتري مي‌تواند باعث كاهش قيمت شود و شده است. منحني تقاضاي كالاي ضروري عمودي است و درباره اضافه تقاضا نسبت به عرضه هم عكسش صادق است؛ يعني گاهي دو، سه درصد كمبود عرضه در بازار مي‌تواند منجر به صددرصد افزايش قيمت شود؛ بنابراين كساني كه با طبيعت ويژگي‌هاي اقتصادي نفت آشنا باشند، اين ميزان سقوط برايشان غيرمترقبه نيست، اما اينكه اين وضعيت چطور ادامه پيدا مي‌كند، بستگي به سه دسته از عوامل دارد كه روي قيمت نفت تأثير دارند؛ عرضه‌وتقاضا كه تأثير اصلي را دارند، عوامل ژئوپلیتيكي كه به صورت غيرمستقيم اثر دارند؛ مثلا اينكه جنگ صورت بگيرد يا تحولات بهار عربي و درگيري‌هاي ليبي كه موجب كاهش توليد نفت ليبي شد و سوم توفان‌ها و بحران‌هاي زيست‌محيطي و طبيعي مانند سونامي كه در فوكوشيماي ژاپن در سال ٢٠١١ رخ داد و باعث شد نيروگاه‌هاي اتمي ژاپن از مدار خارج و مجبور شوند نيروگاه‌هاي حرارتي را وارد مدار كرده و نفت و فراورده‌هاي نفتي بيشتري مصرف كنند. حادثه فوكوشيما تقاضاي نفت را بالا برد و حادثه ليبي عرضه را كم كرد كه هر دو را نمی‌شد پيش‌بيني کرد. در واقع روند عادي عرضه‌و‌تقاضا را تا حدودي مي‌توانيم پيش‌بيني كنيم، ولي اين‌گونه حوادث كه بر روي عرضه يا تقاضا تأثير مي‌گذارند چندان پيش‌بيني‌پذیر نيستند. آنچه مسلم است براساس روند عرضه‌وتقاضاي نفت‌ خام، در يكي، دو سال آينده سال‌هاي سختي پيشِ‌رو داريم و اميدي به بالارفتن قيمت‌ها نيست. از مدت‌ها قبل پيش‌بيني مي‌شد روند رشد اقتصادي چين به دلیل مشكلاتش در اقتصاد كند شود كه اين مشكلات اكنون افزون شده است. چين هميشه بزرگ‌ترين موتور محركه تقاضاي انرژي و نفت‌خام بوده است؛ چون دومين اقتصاد جهان است و نرخ رشد تقاضايش براي نفت و انرژي خيلي بالاست، اما اكنون دچار مشكل شده است. از آن سو، عرضه هم در حال افزايش است. اكنون قراردادهاي نفتي عراق كه از سال ٢٠١٠ به بعد منعقد شده، به نتيجه رسيده و توليد نفت عراق مرتبا بالا مي‌رود. عربستان هم حاضر به كم‌كردن توليدش نيست. با پيشرفت برجام و حذف تحريم‌هاي ايران، ‌توليد نفت ايران هم افزايش پيدا خواهد كرد. مجموعه اين عوامل باعث بالارفتن عرضه است و تقاضا پاسخ‌گوي عرضه نيست. اين عرضه اضافه ذخيره مي‌شود، اين ذخاير هم تا حدي جا دارند؛ مثلا هر چقدر برنج ارزان شود و شما بخواهيد برنج را انبار كنيد، مكان محدودي داريد و در نتيجه تقاضاي ذخيره‌سازي شما بالاخره زماني كاهش پيدا مي‌كند و ممكن است شاهد افت بيشتري در قيمت باشيم؛ بنابراين چشم‌انداز، حداقل تا ٢٠١٧ چشم‌انداز مطلوبي نيست. البته همه اين پيش‌بيني‌ها براساس عرضه و تقاضاست، وگرنه عوامل ديگر تأثيرگذار بر بازار و قيمت نفت حداقل براي من پيش‌بيني‌‌شدنی نيستند.

‌ به نظرتان قيمت تا چه اندازه پايين خواهد آمد؟
ما در بازار جهاني نفت، سابقه نفت شش‌دلاري را هم داريم. البته الان به دليل اينكه هزينه‌هاي توليد نسبت به آن زمان بالا رفته، فكر مي‌كنم قيمت نفت كمتر از حدود ١٨ تا ٢٠ دلار متصور نباشد. به اين دليل كه الان در خيلي از مناطق دنيا هزينه توليد بالا رفته و كمتر از آن، هزينه‌هاي عملياتي‌شان را هم پاسخ نمي‌دهد و مجبور به كاهش توليد هستند. بايد دقيقا وضعيت هزينه‌هاي عملياتي را بدانيم تا بتوانيم نتيجه بگيريم بعضي‌ها مي‌گويند هزينه توليد نفت در درياي شمال ٣٠ دلار است و اگر نفت از ٣٠ دلار كمتر شود، توليد درياي شمال متوقف مي‌شود. اين حرف درست نيست؛ چون هزينه شامل دو بخش است؛ هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري و عملياتي. اگر قيمت نفت كمتر از ٣٠ دلار باشد در مياديني كه هزينه توليد بالاي ٣٠ دلار است، ديگر كسي سرمايه‌گذاري نمي‌كند، اما در مياديني كه قبلا سرمايه‌گذاري شده، سكو و لوله و تشكيلات نمي‌تواند به جيب سرمايه‌گذار برگردد؛ بنابراين توليدكننده‌ها قيمت نفت را با هزينه عملياتي‌ يا هزينه جاري‌شان مي‌سنجند. بايد اطلاعات دقيق داشته باشيم كه هزينه عملياتي در نقاط مختلف دنيا چقدر است. طبق بررسي‌ای كه انجام داده‌ام، هزينه‌هاي عملياتي در هيچ کجا بيشتر از ٢٠ دلار نيست و اگر باشد، موارد استثنايي است؛ بنابراين شايد تا سطح ٢٠ دلار هم قيمت پايين بيايد و اگر از آن كمتر شود، ممكن است بعضي حوزه‌هاي نفتي در دنيا توليدشان را متوقف كنند و ممكن است دوباره عرضه كم شود، اما تداوم قيمت در حدود ٣٠ دلار، شايد در يكي، دو سال آينده متصور باشد.

‌ يكي از نگراني‌هاي موجود افزايش عرضه نفت در شيل آمريكاست. با فرض ادامه اين روند، شيل‌اويل‌ها چقدر مي‌توانند روي قيمت نفت تأثير بگذارند؟
از حدود يك سال قبل، روند افزايش توليد از شيل‌ها با کاهش قیمت نفت متوقف شده است. البته يك ماه اخير دوباره كمي افزايش داشته است. اخیرا وزير انرژي آمريكا اعلام كرد تحولاتی تكنولوژيكي رخ داده كه هزينه‌ شيل‌ها را پايين آورده است، اما به نظر نمي‌رسد شيل‌ها در قيمت فعلي به‌سرعت تولید خود را مانند سال‌های گذشته ادامه دهند. در شرایط فعلی بيشترين افزايش توليد در دنيا با توجه به سرمايه‌گذاري‌هاي قبلي، متعلق به عراق است و سپس ایران افزایش تولید خواهد داشت.

‌ آیا اوپک می‌تواند تأثیری بر جلوگیری از کاهش قیمت نفت داشته باشد؟

اوپك مي‌تواند تأثير بگذارد؛ البته اگر بخواهد، اما متأسفانه هم‌گرايي و همفكري بين اعضاي اوپك وجود ندارد. ضمن اينكه بعضي اعضاي اصلي اوپك با یکدیگر كشمكش دارند. اوپك بايد بررسي كند چه مقدار بايد كاهش توليد داشته باشد كه بتواند تأثير بگذارد. اگر اوپكي‌ها تصميم بگيرند تولید خود را دو ميليون بشکه در روز كاهش دهند و تعهد به اجراي آن هم داشته باشند، قطعا مي‌توانند روند قيمت‌ها را تعديل كنند، اما متأسفانه اوپك تصمیم‌های زیادی گرفته، اما اعضا عملا آنها را اجرا نکرده‌اند.

با توجه به استراتژي عربستان، رقابت اصلي‌ این کشور با كدام كشور و با چه هدفي است؟
عربستان ادعا مي‌‌كند علت اينكه توليدش را كم نمي‌كند و با اوپك هم در مسیر كاهش توليد همكاري نمي‌كند، اين است كه قيمت‌ها پايين بيايد و اويل شيل‌ها غيراقتصادي شوند و اوپك بتواند سهم بازارش را حفظ كند. من اين ادعا را نمي‌توانم قبول كنم. وقتي سرمايه‌گذاري نفتي اتفاق بیفتد، همان‌طور كه گفتم توليدكننده، تابع هزينه‌هاي عملياتي‌اش است؛ بنابراين اگر عربستان مي‌خواست جلوي سرمايه‌گذاري اويل شيل را بگيرد، بايد از سال‌ ٢٠٠٥ كه قيمت افزايش شديد داشت، با همكاري اوپك، اين كار را مي‌كرد؛ یعنی اوپك را قانع مي‌كرد كه اگر اجازه دهيم قيمت‌ها بالاي ١٠٠ دلار باشد، بسیاری از نفت‌خام‌هاي دنيا اقتصادي مي‌شوند و سرمايه‌گذاري برای تولید بیشتر آنها انجام مي‌شود، اما عربستان دقيقا زماني اين مسئله را مطرح كرد كه آن اتفاق‌ها افتاد؛ سرمايه‌گذاري انجام شده و هزينه سرمايه‌گذاري از جيب سرمايه‌گذار رفته و فقط هزينه‌هاي عملياتي ملاك است.

‌ در این صورت هدف عربستان چیست؟

به نظر من هدف عربستان مقابله با روندي است كه در منطقه خاورميانه احساس كرده است؛ يعني به دنبال روي‌كارآمدن دولت آقاي روحاني و شروع مذاكرات ايران با ١+٥ و پیشرفت مثبت روند برجام، عربستان به‌شدت احساس خطر كرد، نه‌فقط در محدوده نفت، بلکه در آرايش منطقه يا قدرت‌هاي منطقه‌اي حس کرد وزنش در منطقه دارد پايين مي‌آيد. اين روند از اول براي عربستان نگران‌كننده بود و تا جايي كه توانست با اين روند مقابله كرد و به آمريكايي‌ها فشار آورد و از اين نظر با اسرائيل همسو شد؛ يعني اسرائيل و عربستان با مذاكرات ايران و آمريكا مخالف بودند. به نظرم عمدتا در راستاي مخالفت و مقابله است كه عربستان اين مسير را پيش گرفته و عملا قصد دارد با كاهش قيمت نفت، آثار اقتصادي برجام را خنثي ‌كند؛ چون دولت آقاي روحاني بيشترين تمركزش روي برجام و به دنبال آن، دستاوردهاي اقتصادي برجام بوده تا در ايران تحريم‌ها از بین برود و بتواند نفت بيشتري عرضه كند. وقتي هم‌زمان با رفع تحريم‌ها، قيمت نفت به‌شدت سقوط مي‌كند؛ يعني دستاوردهايي كه رفع تحريم‌ها مي‌توانست داشته باشد، با كاهش قيمت نفت به نوعي خنثي مي‌شود. برداشت من از هدف عربستان اين است و شايد در درجه بعد رقابت و مقابله با روسيه باشد؛ چون روسيه هم صادركننده عمده نفت است و با كاهش قيمت نفت، اقتصادش دچار مشكل مي‌شود.

‌ چرا عربستان، آمريكا را مستقیما خطاب قرار نمي‌دهد و هدف اصلي‌اش را پشت پرده دنبال می‌کند؟

هدفي كه عربستان از كاهش قيمت نفت اعلام مي‌كند يك هدف نفتي و در زمینه انرژي است و ظاهرا سياسي نيست. اگر عربستان صراحتا بگويد من با برجام و مسير آمريكايي‌ها در منطقه مقابله مي‌كنم، واردشدن به يك مقابله سياسي با ايالات ‌متحده است كه عربستان نمي‌خواهد خودش را وارد اين رودررويي صريح سياسي كند؛ بنابراين طبيعي است كه صراحتا نمي‌گويد چه هدفي دارد و اهداف خود را محدود كرده به اهداف رقابتي اقتصادي در محدوده نفت. ضمن اينكه چون اين كار به ضرر روسيه هم هست، مي‌تواند نظر بخشي از قدرتمندان آمريكا را نيز جلب كند.
‌ اين كار مثل شمشير دولبه است. عربستان با این اقدام به اقتصاد خود ضرر نمي‌زند؟
اقتصاد عربستان قطعا آسيب مي‌بيند. عربستان اقتصاد پرهزينه‌اي دارد و مي‌تواند در معرض خطر باشد، اما معمولا کشورها برای حفظ امنیت ملی خود، هميشه بد را با بدتر مي‌سنجند. براي كشورهاي جهان سوم، هميشه سنجیدن، بين بد و بدتر است. عربستان وقتي احساس مي‌كند يك طرف معادله اين است كه اگر اجازه دهد روند موجود به‌راحتي پيش برود در بلندمدت باعث تضعيفش در منطقه می‌شود و يك طرف معادله هم اين است كه براي برهم‌زدن این روند باید در کوتاه‌مدت فشارهاي اقتصادي را تحمل كند، گزينه دوم را انتخاب می‌کند. در واقع انتخاب براي عربستان، انتخاب بين بد و بدتر است. كاهش قيمت نفت براي این کشور قطعا مشكلاتي ايجاد مي‌كند، اما احساس مي‌كند اگر اجازه دهد روندي كه اتفاق مي‌افتد، ادامه داشته باشد، در بلندمدت خطرناك‌تر است. ضمن اينكه در كوتاه‌مدت با توجه به ذخاير ارزي‌ای كه در دوران رونق نفتي ايجاد كرده، مي‌تواند تا چند سال فشار قيمت‌هاي پايين را تحمل كند؛ بنابراين دست به چنین انتخابی می‌زند. عربستان بيش از ٦٠٠، ٧٠٠ ميليارد دلار ذخاير ارزي دارد، منهاي دارايي‌هايي كه در كشورهاي ديگر دارد. البته به خاطر ركود در دنيا هم ارزش اين دارایي‌ها كم شده و هم درآمد دارايي‌ها كاهش پيدا كرده، اما با ذخاير ارزي‌اش تا چند سال مي‌تواند اين روند را تحمل كند. البته ناگفته نماند عربستان مي‌تواند اهداف هم‌زماني داشته باشد؛ يعني با اين اقدام جلوي توسعه بيشتر اويل شیل‌ها را بگيرد كه نقش خودش را در بازار جهاني نفت حفظ كند؛ چون هر چه دنيا به نفت عربستان بي‌نياز شود امنيت عربستان در خطر خواهد بود. چرا بهار عربي به عربستان رخنه نكرد؟ چرا قدرت‌هاي بزرگ دنيا اجازه دادند عربستان به اين راحتي در بحرين ترك‌تازي كند؟ به نظرم علت اصلي‌اش اين است كه درحال‌حاضر هنوز نقش عربستان در بازار جهاني نفت بي‌بديل است؛ يعني همه مي‌دانند اگر ليبي از بازار خارج شود حداكثر يك ميليون بشكه نفت از بازار خارج شده و اين نقش بي‌بديل نيست، ولي خروج عربستان از بازار نفت و بحراني كه از اين ناحيه ايجاد مي‌شود، يعني خارج‌شدن شش، هفت ميليون بشكه نفت از بازار كه با توجه به ويژگي‌هاي منحني تقاضاي نفت، مي‌تواند قيمت‌ها را تا ٣٠٠، ٤٠٠ درصد افزايش دهد؛ بنابراين عربستان مي‌خواهد موقعيت خودش را حفظ كند و احساس مي‌كند اگر موقعيتي در بازار نفت نداشته باشد امنيتش براي جهان غرب بي‌اهميت خواهد شد. چه‌بسا اگر اين نقش بي‌بديل نبود، اجازه مي‌دادند نسيم بهار عربي در عربستان هم بوزد؛ چون عربستان يك رژيم توتاليتر منسوخ‌شده در دنياي امروز است و رژيم سلطنتي‌ای است كه هيچ آثاري از دموكراسي ندارد و حتي در دوره‌هايي وادارش كردند مجلس كاملا فرمايشي و انتصابی داشته باشد كه حتي آن را هم تحمل نكرد. اينكه جهان غرب چنين رژيم منسوخي را تحمل  و از امنيتش حمايت مي‌كند، براي غرب باعث آبروريزي است، ولي این به دلیل نقش بي‌بديل این کشور در بازار نفت است و عربستان سعي مي‌كند اين نقش را براي خودش حفظ كند. این نقش عربستان با حفظ‌كردن هژمونی‌اش در منطقه منافاتي ندارد. در واقع عربستان هم‌زمان با پايين نگه‌داشتن قیمت نفت، چند هدف را دنبال مي‌كند. شايد چاره‌اي هم جز اين ندارد؛ يعني بايد فشارهاي اقتصادي را تحمل كند تا روندي كه اتفاق مي‌افتد را حداقل به عقب بيندازد. طبيعت محافظه‌كاري اين است كه روندهاي نامطلوب را تا جايي كه مي‌تواند به تعويق بيندازد، وگرنه ممكن است زودتر گريبانش را بگيرد، اما وقتي به تعويق بيفتد، ممكن است در آينده شانسي داشته باشد؛ زیرا اگر مثلا جمهوري‌خواهان به جاي دموكرات‌ها بيايند، عربستان می‌داند که هميشه روي جمهوري‌خواهان نفوذ بيشتري دارد.

‌ سياستي كه عربستان در منطقه پيش مي‌گيرد مي‌تواند در نهايت منجر به چیرگی بر ايران شود و به هدفش برسد يا صرفا تضعیف خود را به تعويق مي‌اندازد؟ ايران هم برنامه‌‌اي براي خنثي‌كردن هدف عربستان دارد؟
بستگي زيادي به اراده غربي‌ها و خصوصا آمريكايي‌ها دارد. اگر غرب و آمريكا بر اين مسئله كه در منطقه وزن‌ها را تعديل كنند به توافق برسند، تا جايي بيشتر اجازه ترك‌تازي به عربستان نمي‌دهند. الان عربستان در يمن و تأمين مالي داعش، بيش از حد ترك‌تازي مي‌كند. اين امر به سطح روابط ما با غرب بستگي دارد که تا چه حد مي‌توانيم اين اطمينان را براي غرب ايجاد كنيم كه مي‌توانيم وزنه تعيين‌كننده‌ای در مسیر تعديل در منطقه باشيم. اگر بتوانيم اين روابط را با غرب درست تنظيم كنيم و این اعتماد را ايجاد كنيم كه ايران مي‌تواند وزنه‌اي باشد كه به تعديل تحولات منطقه كمك كند، ممكن است باعث محدوديت عربستان شود، ولي اگر اين اتفاق هم نيفتد، ممكن است عربستان بتواند با همين اشباع بازار راه را براي برگشتن ما به بازار نفت سخت‌تر كند. اينكه گفتم عربستان دنبال اين است كه شرايط برجام را خنثي كند، فقط بحث قيمت نيست، در شرايط اشباع بازار، برگشتن به بازار و پس‌گرفتن بازاري كه در گذشته از دست داده‌ايم هم كار آساني نخواهد بود.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

سایتهای رسمی

تبليغات نفتون نيوز

پیشخوان روزنامه ها

 

ورود به سایت



حدیث روز

حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلّم : إنَّ العبدَ لَيَرفَعُ يَدَهُ إلى اللّه ومَطعَمُهُ حَرامٌ ، فكيفَ يُستَجابُ لَهُ وهذا حالُهُ ؟! همانا بنده دستش را (براى دعا) به درگاه خدا بالا مىبرد در حالى كه خوراكش حرام است ؛ با چنين حالى ، چگونه دعايش مستجاب شود ؟. إرشاد القلوب : 149 منتخب ميزان الحكمة : 196