چالش انتخاب نام برای دو نفتکش در زمان انقلاب

 

متن زیر بخشی از خاطرات مهندس اسکندر باوریان معاون معروف برنامه ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت است؛ او درباره‌ی چالش انتخاب نام دو نفتکش در روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی خاطره جالبی نقل می‌کند که در ادامه می‌خوانید:

زمستان سال 57 گروهی از انقلابیون با سرپرستی مهندس بازرگان و حضور آقایان حجت الاسلام هاشمی،ناطق نوری،حسیبی و .. برای راه اندازی تاسیسات نفتی جهت برطرف کردن نیازهای داخلی به اهواز،آبادان و خارگ سفر کردند. من به آقایان توضیح دادم که برای تحقق این مهم بهتر است به فکر ذخیره سازی و صادرات نفت کوره بود.

در آن زمان پالایشگاه آبادان با ظرفیت بیش از 600 هزار بشکه پالایش نفت خام، بیشترین نفت کوره را تولید می کرد و چیزی حدود 300 هزار بشکه در روز نفت کوره صادر می‌شد. با توجه به محدودیت مخازن ذخیره سازی در جنوب و بندر صادراتی ماهشهر٬امکان فعالیت پالایشگاه آبادان نبود زیرا محلی برای ذخیره نفت کوره وجود نداشت.البته ما بخشی از نفت کوره تولیدی را به خارگ انتقال می‌دادیم اما کارساز نبود و باید دستور صادرات داده می‌شد.

 پس از دو هفته از راه اندازی مجدد پالایشگاه آبادان پیش بینی من محقق شد و پس از 12 روز مخازن ماهشهر پر شد و خارگ نیز به سقف ذخیره سازی خود رسید. به ناچار 8 مخزن 272 هزار بشکه ای که مختص ذخیره سازی نفت سنگین #صادراتی ایران بودند را نیز یکی پس از دیگری به مخازن ذخیره سازی نفت کوره تبدیل کردیم.تقریبا همه 8 مخزن 272 هزار بشکه ای به ذخیره نفت کوره تغییر کاربری داده شد.

این هیئت به علت تشریف فرمایی حضرت امام (ره) به تهران برگشتند اما نمایندگانی را از طرف خود معرفی کردند؛ نماینده این هیئت در مناطق نفت‌خیز جناب آقایان شماسی و مصطفوی بودند در آبادان هم جناب آقای کیاوش معرفی شدند و خارگ نیز زیر نظر ایشان رفت. در آن زمان کشتی ها باید به ماهشهر می‌رفتند و نفت کوره را بارگیری و به خارگ انتقال می‌دادند.

دو کشتی 70 هزار تنی به نام های فرح و رضا پهلوی این کار را انجام می دادند. راهنماهای کشتی اعتصاب کردند و این خواسته را مطرح می کردند که نام این دو کشتی باید تغییر پیدا کند تا اعتصاب شکسته شود بنابراین نامه ای به نفتکش نوشتیم و خواستار نامگذاری کشتی ها از سوی مرجع بالاتر شدیم. رسم هم بر این است که نام پرندگان دریایی روی کشتی ها گذاشته شود که برایمان تلکس شد.

این دو نام را در خلال نماز جمعه با آقای کیاوش مطرح کردیم اما ایشان نپذیرفت و نام های اسلامی را برای این دوکشی برگزید که با توجه به اصطلاحاتی که در باره کشتی ها به کار برده می شد موافق نبودم و آن را در شان خاندان مطهر پیامبر(ص) نمی‌دانستم اما ایشان قبول نکرد. به هر صورت این دو کشتی در لنگر گاه جزیره خارگ پهلو گرفتند و گروه تعمیرات نام ها را پاک کرده و نام های مدنظر را روی آن نوشتند. خدا را شکر به علت مستهلک شدن، این دو کشتی از جرگه نفتکش ها جدا شدند و به سازمان بنادر جهت حمل و نقل های غیر نفتی واگذار شدند.

کودتای دلواپسان!

همراهی دلواپسان داخلی و خارجی برای سرنگونی دولت دکتر مصدق در 28مرداد32

 

به قلم : فرشید خدادادیان

 

بیست و هشتمین روز از امرداد هرسال یاد آور یکی از تلخ ترین رویدادهای سیاسی و تاریخ سیاسی نفت در ایران است.کودتایی که باعث شد تا دولتی که تمامی تلاش خود را برای احقاق حقوق ایران در عرصه ی جهانی و در مقابل کمپانی نفت انگلیس و ایرانAIOC بخرج داده بود سرانجام در چنین روزی بدست عوامل داخلی و با حمایت مالی و برنامه ریزی قدرتهای جهانی ذینفع سرنگون شود.کودتا آخرین راه برای ساقط کردن این دولت بود و علاوه بر دلوپسان خارجی،دلواپسان داخلی نیز در تحقق آن موثر بودند!

در کنار دلواپسی طبیعی کمپانی نفت و دولت بریتانیا جهت از دست دادن منافع هنگفت و بدون حساب و کتاب اقتصادی،حقیقت این است که دربار و همچنین برخی افراد و گروهها نیز هراس داشتند با تداوم دولت دکتر مصدق و جولان حزب توده در ایران، بلوک شرق و کمونیسم ضد خدا و دین بر ایران مستولی شود!

در بهار سال1332 مقامات انگلیسی توانستند همتایان امریکایی خود را به این باور برسانند که ایران دارای مشکلات اقتصادی فراوانی است و در معرض افتادن به دامان شوروی است و از این موضوع بعنوان توجیهی برای برکناری مصدق از سمت خود استفاده کنند.

شرایط بد اقتصادی در این زمینه بسیار موثر بود.حقیقت این بود که کل صادرات نفت ایران طی سال1952 میلادی(1331خورشیدی)و شش ماهه اول سال1953 فقط یکصد و هجده هزار تن بود که مقایسه این رقم با کل صادرات سال1950میلادی یعنی آخرین سال فعالیت کمپانی نفت انگلیس و ایران که سی و یکمیلیون تن بود نشان می دهد که کل فروش نفت ایران طی این مدت برابر با یک روز تولید AIOC بود!

ویلیام راجر لوئیس معتقد است؛مصدق نیز با توجه به همین شرایط و تبعات اقتصادی آن تلاش کرد با تهدید اینکه ایران در معرض نفوذ کمونیسم است،امریکاییان را به موضوع حساس کند.او ایالات متحده را به دلیل اجازه دادن به تحریم و ایجاد مشکلات اقتصادی برای ایران مورد سرزنش قرار داد و تهدید کرد که در صورتی که امریکایی ها راه و رسم خود را تغییر ندهند با دولت ایالات متحده نیز همانند دولت فخیمه برخورد خواهد شد!(گازیوروسکی و برن/1384)ترفندی که البته کارگر نیفتاد و راه به جایی نبرد!دلیل اصلی این امر شاید این بود که دولت ایران متاسفانه در آن مقطع درک درستی از روابط اقتصادی بین الملل نداشت!

مستندات منتشر شده ی تاریخی نشان می دهد که در واقع نبودن درک درست در این زمینه را باید یکی از دلایل عدم موفقیت دولت دکتر مصدق دانست.دولت ایران تصور می کرد بستن شیر نفت ایران بازار جهان را متلاطم خواهد کرد،اما اینگونه نبود!گو اینکه در همین رابطه دولت جدید آیزنهاور در امریکا،هرچند معترف بود که شرایط در ایران به هیچ عنوان خوب نیست،اما از ارائه کمک اقتصادی به دولت مصدق نیز خودداری ورزید و در عوض ابراز امیدواری کرد که آن دولت قبل از اینکه دیر شود در زمان قدرت قدم هایی را برای جلوگیری از وخامت بیشتر اوضاع بردارد.هنگامی که سخن آیزنهاور مبنی بر امتناع از ارائه کمک های اقتصادی به ایران در تهران منتشر شد،مصدق که مردم را به این باور رهنمون کرده بود که کمک امریکا در راه است،ضربه ای مهلک خورد!

ماری آن هایس در زمینه موضع گیری کمپانی های نفتی در قبال مناقشه ایران و انگلیس آورده است؛شرکت های امریکایی با بی میلی نسبت به برانگیختن آنچه برخورد غیرمنصفانه با یکی از برادران خود می دانستند،به تحریم نفتی ایران از سوی کمپانی نفت انگلیس و ایران تن در دادند و با عزم راسخ از بارگیری نفت ملی ایران امتناع ورزیدند.(گازیوروسکی و برن/1384)

دکتر داود هرمیداس باوند،استاد روابط بین الملل معتقد است؛مسئله ی ایران در سال32 تنها در ایران شکل نگرفت.ایران بدلیل قرارگرفتن در چهارراه مهم جهانی برای قدرت های آن روزگار قابل توجه و همانگونه که تعاملات جهانی بر ایران موثر بود،اتفاقات ایران نیز در جهان تاثیر گذار بود و این نکته ای نبود که از دید قدرتهای جهانی پنهان بماند.در کنفرانس یالتا در 1945 میلادی،روسیه و امریکا،جهان را بین خود تقسیم کرده بودند و بدیهی بود که از نقطه ی مهم و استراتژیکی چون ایران غفلت نورزند!کنفرانس بین المللی انرژی در واشنگتن به سال 1944 با تاکید بر سهم خواهی امریکایی ها از ایران و مقاومت کمپانی نفت انگلیس و ایران در آن مقطع،گویای بسیاری از جهت گیری های سیاسی قدرتهای اقتصادی در حوزه خاورمیانه است!نکته ای که البته دولت وقت ایران از آن غافل بود!(میراث پارس/1394)

در همین رابطه باید به سخن هریمن،فرستاده ویژه امریکا برای حل مناقشه بین ایران و کمپانی نفت توجه کرد که بعد از شکست اقداماتش گفت؛ایرانیان اطلاع کارشناسی درستی از نظام انرژی جهانی ندارند.(خدادادیان/1389)

کارشناسان اقتصادی و مقامات انگلیسی و امریکایی معتقد بودند که ایرانیان این واقعیت را به لحاظ فکری بپذیرفته اند اما با دشواری های حاصل از وخامت اوضاع اقتصادی شان کنار نمی آیند!چنانچه آنان تشخیص داده بودند احتمال ناآرامی های کارگری،اعتصابات کمرشکن و سرانجام فروپاشی اقتصادی وجود داشت مگر آنکه دولت به سرعت اقدامی برای بهبود شرایط زندگی و ثبات بخشیدن به قیمتهای داخلی به عمل آورد.در غیر این صورت بر اساس برآورد آنان،این تحولات فقط در صورتی تحقق می یافت که دولت جدیدی دعوای نفتی با کمپانی نفت را حل کند و بار دیگر امکان روانه شدند نفت ایران به بازارهای جهانی نفت را فراهم کند.

دربار،یکی دیگر از دلواپسان بود!دکترداریوش رحمانیان در این زمینه معتقد است؛اگر دربار و شخص شاه نقشی در کودتا نداشت،چرا به رامسر رفت و همزمان با خبر شکست کودتا در بیست و پنجم مرداد هراسان شد؟!وی همچنین با اشاره به"قیام ملی"خواندن آنچه در بیست و هشتم مرداد اتفاق افتاد معتقد است؛ادعای قیام ملی بودن اتفاق 28مرداد حرف امروز نیست،از فردای کودتا این موضوع وجود داشت و روزنامه شاهد مطفر بقایی فردای کودتا آنرا قیام ملی بر علیه مصدق السلطنه نامید و هرسال نیز جشن بزرگداشت این مثلاً قیام ملی توسط دربار برگزار می شد و بسیاری نیز دعوت می شدند.(میراث پارس/1394)

اشتباهات کارشناسی و اشتباه در تحلیل سیاسی و تصمیمات اشتباه در هر دولت و قوه اجرایی ممکن و متصور است و دولت مصدق نیز از آن مبرا نبود.بعنوان نمونه می توان به انحلال مجلس توسط دولت اشاره نمود که بهانه بدست خیلی ها داد،اما اگر با تحمل بیشتر به اصلاح اشتباهات دولت پرداخته می شد،نتیجه آن به مراتب برای کشور سودمندتر از کودتا بود.

آنچه اتفاق افتاد این بود که علاوه بر اشتباهات استراتژیک دولت مصدق،ترس سنت گرایان از نفوذ شوروی های کمونیست و ضد خدا و نگرانی برخی افراد بابت احساس حذف از حلقه ی رهبری قیام و همچنین اقدامات دربار در داخل و معامله قدرتهای جهانی بر اساس منافع مشترک با یکدیگر در خارج،باعث شد پایه های دولت دکتر مصدق با کودتایی ننگین منهدم گردد!

چشم انداز انرژی تجدید پذیر در بریتانیا

درسال 2005 نخست وزیر پیشین بریتانیا تونی بلر قبل از نشست سران گروه جی 8 در ارتباط با موضوع تغییرات آب و هوایی دانشمندان متخصص در امر تغییرات آب و هوا را در کنفرانسی در اکستر فراخواند تاجدید ترین اخبار و اطلاعات مربوط به تغییرات هسته ای را در اختیار داشته باشد.در پایان این نشست نتیجه گیری شد که برای اجتناب از آثار بسیار بد تغییرات آب وهوایی نیاز است که انتشارات جهانی  را طی ده سال تحت کنترل درآورد.

در سال 2008 کمیسیون اروپایی طرح پیشنهادی ارائه داد که طی آن سهم اعضای اتحادیه اروپایی برای رسیدن به هدف انرژی تجدید پذیر بیان شده بود. سهم بریتانیا در تامین انرژی از منابع تجدید پذیر تا سال 2020 به اندازۀ 15% خواهد بود.

باتوجه به پیمان آب و هوایی پاریس که شانس کنترل دمای جهانی تا زیر 2 درجه ، درنتیجه اجتناب از تغییرات فاجعه آور آب و هوایی در دسترس خواهد بود.

رایزنی های دولت براون در مورد انرژی تجدید پذیر به نقاط روشنی هدایت شده بود پس از سال ها نا کامی و شکست علائم مشوقی بروز کرده اند که دولت بر اساس آن علائم پتانسیل انرژی های تجدید پذیر در بریتانیا را مشاهده کرده است. به عنوان مثال هدف رسیدن به تولید 15% انرژی بریتانیا از منابع تجدید پذیر تا سال 2020 قابل تحقق یافتن است. البته به منظور تامین مزایای بیشماری که این استراتژی برای امنیت انرژی و اقتصاد بریتانیا و آب و هوای جهانی به  ارمغان خواهد آورد نیاز است که دولت پول هنگفتی صرف کند.

تجربیات سال های متمادی مشاوره و بررسی انرژی های تجدید پذیر حزب محافظه کار به رهبری دیوید کامرون و هم اکنون به رهبری ترزا می نقش خود را در چشم انداز انرژی حفظ کرده است. از این رو مکانیسم ها، تعهدات و ابتکاراتی که دولت کارگر در طول 10 سال گذشته برای ایجاد انگیزه در بخش انرژی های تجدید پذیر صرف کرده است و به کمک آن می توان فرصت های از دست رفتۀ را بازشناخت قابل استفاده و مفید می باشند.

در نظر گرفتن کشورهای موفق و کوشا در زمینۀ این نوع انرژی از دید سیاستگذاران بخش انرژی در بریتانیا پنهان نمانده است. به منظور دستیابی به آینده ای مطمئن بریتانیا همانند آلمان نیازمند سیاستی است که در امور انرژی تجدید پذیر نگاهی داخلی داشته و به تولید فناوری ها و ساخت بخش هایی تمرکز کند که اهداف داخلی را پوشش می دهد. پس از آن همچنان مانند آلمان می تواند به صادرات تخصص به کشورهای دیگر بپردازد.

در تصویری که برای روزگار آتی بریتانیا ترسیم می شود لازم است به نقش معیارها توجه نمود و استانداردهای حداقلی را تعریف کرد. سپس باید تولید کنندگان و سازندگان را متعهد شوند که فقط محصولات، ساختمان ها و وسایل نقلیه ای تولید و طراحی کنند که از انرژی به صورتی موثرتر استفاده کنند. به عبارت دیگر لازم است انرژی های تجدید پذیر جای خود را در محصولات تولید شده باز شناسند.

بریتانیا بهترین منابع انرژی تجدید پذیر را در اتحادیه اروپا دراختیار دارد با این حال با بیش از 10 میلیارد دلار سرمایه گذاری تقریباً در ته جدول لیگ اروپایی قرار دارد. برای نمونه درسال 2007 اسپانیا 8 برابر، آلمان 4 برابر و فرانسه 2 برابر بیشتر از بریتانیا ظرفیت بادی نصب کرد. در این زمینه نقش دولت جدید ترزا می، می تواند به یک انقلاب انرژی سبز منتهی شود. اگر دولت با استفاده از یک استراتژی طرح های پیشنهادی خوب را دنبال کند و از دنبال کردن استفاده از قدرت سوخت فسیلی بپرهیزد آنگاه می تواند به نقش رهبری خود در تغییرات آب و هوایی امیدوار باشد.

فاتیما رضایی

زنگ هشدار برای مدیران صنعتی ایران به صدا درآمد درسهای مدیریت بحران حوادث صنعتی آمریکا برای ایران

بحران دیر مهار آتش سوزی در قلب پتروشیمی ایران، یک باز دیگر زنگ هشدار را برای مسوولان در باره جدی گرفتن موضوع بسیار مهم  HSE و لزوم استفاده از تجهیزات و تکنولوژیهای به روز هشدار، کنترل، واکنش به ویژه UAS و مهمتر از همه یکپارچه عمل کردن آنها را به صدا درآورد. بر اساس مکعب بحران در حادثه پتروشیمی بوعلی ماهشهر، عنصر غافلگیری وجود داشت و زمان واکنش کم و تهدید زیاد بود. گزارش ذیل نگاه مختصری به مدیریت بحران حوادث صنعتی در ایالات متحده دارد باشد، که درسهای لازم آموخته شود.

 سازمانهای مدیریت بحران نقش حیاتی را در زمان وقوع بلایا و بحرانها ایفا می نمایند. ایالات متحده آمریکا، جزو 10 کشور اول بلا خیز دنیا می باشد. سازمانهای مدیریت بحران ایالات متحده آمریکا می کوشند تا بحران را در پایینترین سطح که امکان دارد مدیریت نموده و کنترل نمایند. وقوع حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001، مدیریت بحران ایالات متحده را وارد دوران جدیدی نمود. امنیت داخلی و مقابله با تروریسم به اولویت اول نهادهای مسوول تبدیل گشت و بدین منظور وزارت امنیت سرزمینی در سال 2002 تاسیس گردید و 23 آژانس فدرال از جمله آژانس مدیریت بحران فدرال تحت نظر آن قرار گرفتند و در واقع سطح تاثیرگذاری مدیریت بحران یک گام به عقب بازگشت.

سازمانهای مسوول مدیریت بحران در آمریکا عبارتند از:

1-وزارت امنیت سرزمینی

2-آژانس مدیریت بحران فدرال

3-موسسه ملی استاندارد و فناوری

4-سازمان زمین شناسی ایلات متحده

5-بنیاد ملی علوم

6- وزارت مسکن

7- اداره خدمات عمومی

8- سپاه شهروندان

9- وزارت دفاع

10- گارد ملی ایالات متحده

11- سپاه مهندسان ارتش ایالات متحده

آژانس مدیریت بحران فدرال (فما): به دلیل پراکنده بودن کمک رسانی به آسیب دیدگان بلایای طبیعی، و موازی عمل کردن سازمانهای مختلف دراین زمینه و ایجاد تداخل در انجام امور؛ دولت مرکزی تصمیم گرفت که تمام کمک ها فقط از طریق یک سازمان و تشکیلات انجام شود. بدین ترتیب در سال 1979 طی فرمانی از سوی جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت کلیه سازمانهای کمک رسانی در زمان وقوع بلایا در هم ادغام و سازمان جدید آژانس مدیریت بحران فدرال مدیریت (FEMA ) Federal Emergency Management Agency-(FEMA) به وجود آمد. به دنبال این تصمیم، فما از میان دیگر آژانس ها، تشکیلات زیر را در خود جای داد:  اداره بیمه دولت مرکزی، اداره ملی کنترل و جلوگیری از آتش سوزی، برنامه آمادگی جامعه خدمات ملی وضع هوا، آژانس آمادگی دولت مرکزی در اداره خدمات عمومی و بالاخره، اداره کمک رسانی دولت فدرال، مسوولیت های دفاع غیر نظامی، بخش دفاع نیز به آژانس جدیدی به نام آژانس آمادگی دفاع غیر نظامی انتقال یافت. سازمان جدید فما گسترش یک سیستم کامل مدیریتی را با رهیافتی برای تمام بلایا آغاز نمود. این رهیافت شامل هدایت، کنترل و سیستم های هشدار که در تمامی بحران کوچک و بزرگ مشترک هستند، می باشد. سازمان جدید یک سیستم کامل مدیریتی بحران راجع به اعلام اخطاریه های به موقع و کنترل آن بود شامل تمام زمینه هایی که برای کشور مخاطره ایجاد می کنند حتی مواردی مانند بروز جنگ، فعالیتهای تروریستی و غیره. سازمان جدید با چالش های فراوانی از جمله تنظیم برنامه ریزی جهت مدیریت بحران ناشی از بلایای طبیعی، روبرو شد.

فما که در در ۱ آوریل سال ۱۹۷۹ به دستور جیمی کارتر به منظور واکنش بهتر کشور آمریکا به حوادث غیرمترقبه بالاخص توفندها تاسیس شد. در زمان ریاست ‌جمهوری رونالد ریگان نقش مقابله با حملات اتمی احتمالی شوروی علیه آمریکا را نیز به وظایف آن افزودند و در پی این اقدام بود که مناقشاتی بین این سازمان و وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا بوجود آمد. در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون این سازمان بسیار گسترش پیدا کرد و مامور شد تا مناطق حادثه‌ خیز کشور ایالات متحده آمریکا را شناسایی و طبقه‌بندی کند. هر چند ماموریت اصلی این سازمان در مقابله با اثرات مخرب بلایای طبیعی و دست ‌ساخته بشر و به منظور کاهش خسارات و تلفات در داخل کشور ایالات متحده آمریکا می‌باشد ولی از زمان تاسیس تا حملات ۱۱ سپتامبر این سازمان مسوولیت اجرای دفاع غیر نظامی (پدافند غیر عامل) در آمریکا را بر عهده داشت. در 1 مارس 2003 سال ۲۰۰۳ و به دستور جورج دبلیو بوش به یکی از سازمانهای زیرمجموعه وزارت امنیت سرزمینی تبدیل شد تا علاوه بر وظایف تعریف شده، در مبارزه علیه تروریسم نیز شرکت داشته باشد. در همان زمان ۲۲ سازمان فدرال دیگر آمریکا نیز در این سازمان ادغام شدند تا توانایی فما در برابرا سوانح طبیعی و دست‌ساز بیشتر شود.

امروزه رئیس فما گزارش‌های عملکرد سازمان تحت امرش را مستقیماً به وزیر امنیت سرزمینی ارائه می‌دهد. ماموریت‌های شاخص آژانس مدیریت بحران فدرال (فما) عبارتند از؛ توفند اندرو (۱۹۹۲)، توفند فرانسیس (۲۰۰۴)، توفند کاترینا (۲۰۰۵)، طوفان برف بوفالو (۲۰۰۶)، آتش سرکش کالیفرنیا (۲۰00)، و غیره.

آژانس مدیریت بحران فدرال آمریکا سازمان مستقلی است که مستقیما به رئیس جمهور گزارش می دهد. وظایف این سازمان در زمان تاسیس به شرح زیر مشخص شده است: "کاهش تعداد کشته شدگان و خسارت دیدگان ناشی از حوادث غیر مترقبه، کم کردن خسارت یا جلوگیری از تخریب خانه و کاشانه مردم، حفاظت از ارکان اساسی و اصلی کشور در برابر حوادث غیر مترقبه، تعدیل خسارات ناشی از حوادث غیر مترقبه و آمادگی کامل جهت پاسخ به نیازها و در نهایت کنترل بحران بوجود آمده و بهبود اوضاع طی یک برنامه مدون کامل و فراگیر"

از دیگر وظایف این سازمان می توان به موارد زیر اشاره نمود: ارائه پیشنهاد جهت ساخت و سازهای ساختمانی، مدیریت کنترل سیل، آموزش همگانی جهت آمادگی در مقابل حوادث غیر مترقبه، کمک جهت تهیه وسایل لازم برای کمک رسانی و امداد در سطح ایالتی، هماهنگی لازم جهت کمک رسانی به آسیب دیدگان یک حادثه، کمک به ایالات حادثه دیده شامل شرکت های خسارت دیده و مراکز بازرگانی و افراد آسیب دیده، آموزش مدیران مراکز اورژانس – کمک به سازمان آتش نشانی – مدیریت بیمه های حوادث غیر مترقبه از جمله سیل و توفان و نظایر آن.

هدف اصلی فما مدیریت حوادث غیر مترقبه، پیش بینی آنها و برنامه ریزی جهت کاهش تعداد تلفات جانی و میزان خسارات مالی به ساختمان ها و شهرها، همچنین کمک رسانی پس از وقوع بحران به آسیب دیدگان و بهبود زندگی آنان می باشد.

در حال حاضر سازمان فما 10000 کارمند دارد. بیش از 2700 کارمند رسمی تمام وقت دارد که در ساختمان مرکزی فما در واشنگتن دی سی، دفاتر منطقه ای و ایالتی، مرکز خدمات اورژانس و مرکز آموزش مشغول به فعالیت هستند. علاوه بر آن فما دارای 5000 کارمند آماده باش جهت امداد رسانی در زمان وقوع حوادث غیر مترقبه می باشد.

مدیر کنونی فما کریک فیوگیت می باشد. بودجه کنونی آن در سال 2015، حدود 15 میلیارد دلار است.

در بسیاری از موارد کارکنان فما با دیگر ارگان های ذیربط همکاری نزدیک دارند؛ این همکاری ها در سطح ایالت، مسوولین محلی، مدیریت های اورژانس و 27 سازمان دیگر دولت فدرال به انضمام سازمان صلیب سرخ ایالات متحده می باشد.

همکاری و مشارکت دیگر سازمانها با فما

مدیریت بحران در آمریکا، نتیجه فعالیتهای تنها یک آژانس دولتی نیست، بلکه سازمانهای دولتی، غیر انتفاعی و خصوصی بسیاری جهت کمک به مردم در امر آمادگی، پاسخ و بازسازی، یعنی سه مولفه چرخه مدیریت بحران با فما همکاری می کنند. در واقع تمامی این سازمان ها، با یکدیگر یک گروه پاسخ به بحران را تشکیل می دهند و شامل موارد زیر می باشند:

1- آژانس مدیریت بحران فدرال (ملی)، 2- دفاتر مدیریت بحران ایالتی، 3- سازمان های مدیریت بحران ملی، 4-- همکاران تراز دولت مرکزی ایالات متحده آمریکا، 4- همکاران بخش خصوصی.

ساختار اداری فما: فما دارای دفاتر و بخشهای زیر می باشد

1-دفتر ریاست آژانس، 2- رئیس کارکنان

بخشها نیز عبارتند از: 1-بخش پیشگیری،2-بخش آمادگی،3-بخش مقابله،4-بخش بازتوانی

ساختار اداری فما به شکلی طراحی شده است که دقیقا کارها و وظایف اجرایی آن را در چرخه مدیریت بحران یعنی: کاهش اثرات، آمادگی، پاسخ و بازسازی، مشخص می کند. فما همچنین شامل سازمان آتش نشانی (که خدمات آتش سوزی ملی را پشتیبانی می کند) و سازمان بیمه مرکزی (که املاک و مستغلات مالکین کل کشور را در برابر سیل بیمه می کند)، نیز می باشد. مدیریت حوادث غیر مترقبه از دیگر بخشهای فماست.

ادارات منطقه ای فما: فما دارای 10 دفتر منطقه ای می باشد که هر کدام از این دفاتر منطقه ای تعدادی از ایالات امریکا را در بر می گیرد. این دفاتر مستقیما با دولت های ایالات مختلف امریکا برای برنامه ریزی ، توسعه برنامه های کاهش آثار بلایا، و برطرف نمودن نیازها به هنگام وقوع فعالیت می نمایند.

وظایف اجرائی مدیریت بحران در فما

توجه به چرخه بحران وظایف اجرایی مدیریت بحران را که فما با آن درگیر است مشخص می نماید. چرخه بلایا، فرآیندی را تشریح می کند که طی آن مدیران بحران جهت مقابله با بلایا و بحران ها آمادگی می یابند، نسبت به وقوع این گونه حوادث واکنش نشان می دهند، به مردم جهت بازسازی کمک می کنند، اثرات بلایا را کاهش می دهند، از میزان خطر کاسته و نهایتا از بروز بلایای چون آتش سوزی جلوگیری به عمل می آورند. در هر یک از مراحل این چرخه، مشارکت فما در ساخت و حمایت از ساختار مدیریت بحران دیده می شود.

مهمترین وظایف فما عبارتند از: 1-آمادگی: نکات مهم در آمادگی عبارت است از: برنامه ریزی، آموزش، تمرین آموزش ها، اطلاعات به روز، اطلاعات به روز جهت خانواده ها و افراد محلی.

2- واکنش:

3-بازسازی:

4-- کاهش اثرات:

5--کاهش خطر:

6-- پیشگیری: بسیاری از حوادث غیر مترقبه قابل پیش بینی نیستند و جلوگیری از وقوع آنها امکان پذیر نیست. ولی بعضی از حوادث مانند انفجار مواد شیمیایی و انتشار مواد مضر برای سلامتی انسانها تا اندازه زیادی قابل پیشگیری هستند. بسیاری از آتش سوزی ها نیز قابل پیشگیری می باشند و این یکی از اهداف مهم سازمان مرکزی آتش نشانی امریکا می باشد. سازمان آتش نشانی مرکزی امریکا (دولت فدرال) سعی بر این دارد که از بروز آتش سوزی ها جلوگیری به عمل آورد برای مثال در رابطه با آموزش عمومی مردم و همچنین سازمان های ذیربط، تشویق برای استفاده از سیستم های هشدار دهنده و اطفاء حریق برای ساختمان ها و یا کمک به سرویس های اورژانس جهت آموزش مردم از جمله مواردی است که در جهت پیشگیری اعمال می شود.

اخیرا پس از مدتها بحث و بررسی و تحقیق و توسعه نهایتا آژانس مدیریت بحران آمریکا رسما به ارائه و استفاده از  برنامه موبایل (Mobile App) آمادگی در برابر بحران اقدام کرد. این برنامه موبایل به مردم کمک می کند تا با دریافت اطلاعات لازم از طریق سیستمهای موبایل بتوانند بهتر در برابر بحرانها آماده شوند.

سازمان ایمنی شیمیایی ایالات متحده

در آتش سوزی مجتمع الفین گیسمار در لوئیزیانا در 13 ژوئن 2013، تیمی از سازمان ایمنی شیمیایی ایالات متحدهU.S. Chemical Safety Board (CSB)  به ریاست دان هالمسترام مدیر دفتر منطقه ای این سازمان تحقیقات خود را آغاز کرد. این سازمان مسول تحقیقات در مورد حوادث شیمیایی صنعتی است. اعضای این سازمان توسط رئیس جمهور انتخاب شده و توسط سنا مورد تایید قرار می گیرند. تحقیقات این سازمان همه جوانب حوادث شیمیایی از جمله عوامل طبیعی و فیزیکی همچون نقص تجهیزات و همچنین ناکافی و ناکارآمد بودن قوانین، استانداردهای صنعتی و سیستمهای مدیریت ایمنی را مورد توجه قرار می دهد. رافائل موره-اراسو رئیس هیات ایمنی شیمیایی ایالات متحده در 27 ژوئن یعنی دو هفته بعد از حادثه در برابر کمیته محیط زیست و اقدامات دولتی سنا به ارائه گزارش در مورد این حادثه پرداخت و علت حادثه را فروریختن مخزن کود نیترات آمونیوم که منجر به ایجاد چندین گودال شد اعلام کرد. مورد اخیر دیگر آتش سوزی مجتمع شیمیایی تگزاس در کونروئه در شمال هوستون در 15 آگوست 2015 بود. در همه حوادثی از این دست هم اصول مدیریت بحران و مبارزه با آن یعنی؛ آمادگی، واکنش، بازسازی،کاهش اثرات، کاهش خطر وپیشگیری در حد اعلای خود مراعات شده است.

استراتژی مدیریت بحران آمریکا اولویتهای زیر را در دستور کار دارد: 1-واکنش سریع و به موقع، 2-جریان آزاد و پایدار اطلاع رسانی، 3-پیامهای صادقانه با محتوای یکدست و سازگار (ثابت)، 4-سخنگوی متمرکز، 5-ابراز همدردی.

یک تحقیق از جانب مؤسسه مدیریت آمریکا نشان می‌دهد که بعد از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 در آمریکا تشکیل تیم‌های مدیریت بحران در شرکتهایی آمریکایی افزایش یافته است طوری که قبل از وقوع این حادثه 38 درصد از شرکتهای دارای تیم مدیریت بحران بوده‌اند ولی بعد از آن، در سال 2002 حدود 54 درصد و در سال 2003 حدود 62 درصد و امروزه بیش از 80 درصد از شرکتهای آمریکایی دارای تیم مدیریت بحران شده‌اند.

شش گام اصلی که می تواند برای آمادگی بیشتر یک سازمان در برابر بحران برداشته شود عبارتند از؛ 1-رویارویی با بحران، 2- بازاندیشی، 3- برنامه نوسازی، 4- احساس بحران، 5- مداخله و اقدام، 6- اقدامات نهایی آخرین اقدام در مواجهه با بحران. رویکرد شش مرحله ای پیشنهاد شده به مدیران بحران کمک خواهدکرد تا مهارتهای تصمیم گیری خود در مدیریت بحران را توسعه داده و اهمیت نقش مدیریت بحران در فرایند مدیریت استراتژیک را درک کنند.

در پایان پیشنهاد می گردد سازمانی همچون « سازمان ایمنی شیمیایی آمریکا» با توجه به حادثه ساز بودن صنایع شیمایی، نفت و گاز و خطوط لوله کشور، در کشور تشکل گردد تا بتواند مدیریت جامعی در پاسخگویی به بحران داشته باشد تا اینکه جزیره ای عمل شود.

نادعلی بای

سایتهای رسمی

تبليغات نفتون نيوز

پیشخوان روزنامه ها

 

ورود به سایت



حدیث روز

امام علی علیه السلام: مَا أَكْثَـرَ اَلْعِبـَرَ وَ أَقَـلَّ اَلاِعْتِبَـارَ چه بسيار است پنـدها و چه اندكاند، پنـد پـذيران. نهج البلاغه/کلمات قصار 297