علی لاریجانی: با مردم صریح باشید/ پول گاز و نفت کفاف بودجه جاری را نمی‌دهد

رئیس مجلس شورای اسلامی ترکیب نیروی انسانی کشور را نامتوازن خواند و گفت: این مشکل عدم توازن در بودجه نیز وجود دارد و تنها ۱۰ درصد بودجه به امور عمرانی اختصاص دارد.

به گزارش نفتون نیوز به نقل از مهر، علی لاریجانی با اشاره به اینکه وضعیت آموزش در کشور نامتعادل است، اظهار کرد: به طور طبیعی در مقابل هر مهندس در کشور باید ۵۰ الی ۶۰ تکنسین وجود داشته باشد اما ترکیب نیروی انسانی متوازن نیست.

 رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: این نشان از اشکال بزرگ در کار است، ما معمولاً در بحث‌های آماری مشکل داریم اما شواهد نشان می‌دهد که به جای اینکه به سمت رویکرد حرفه‌ای که در کشور نیاز داریم برویم به سمت آموزش‌های کلاسیک رفته‌ایم و این بازار را افت می‌دهد.
 
نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه باید به سمت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای حرکت کنیم، تصریح کرد: یکی دیگر از مشکلات عدم تعادل در نظام بودجه کشور است، ۹۰ درصد بودجه کشور مربوط به امور جاری و ۱۰ درصد به امور عمرانی اختصاص دارد.
 
وی ادامه داد: اینکه تحول عظیمی در امور عمرانی به وجود نمی‌آید به این دلیل است که تزریق این بخش کم است، همین ۱۰ درصد بودجه عمرانی هم با یک تبصره یعنی اوراق مشارکت تحقق می‌یابد و این گیر مهمی در کشور است، در سال گذشته اوراق مشارکت دادیم و نتوانستیم پول آن را بدهیم.

لاریجانی با تأکید بر اینکه منابع ما از پول گاز و نفت کفاف بودجه جاری را نمی‌دهد، تصریح کرد: از رئیس جمهور و همه مسئولان می‌خواهم که با مردم صریح صحبت کنند تا مردم همه مشکلات را بدانند و بتوانند در همه امور یاری کنند.
 
رئیس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: دولت و مجلس همه می‌خواهند که به سازمان فنی و حرفه‌ای کمک کنند اما گاهی امکانات و منابعی برای کمک رسانی وجود ندارد، بخشی از منابعی که در دانشگاه‌ها مصرف می‌شود باید به این حوزه منتقل شود.
 
وی با اشاره به اینکه سیاست کشور توسعه بخش‌های دولتی نیست، عنوان  کرد: در برنامه ششم هم کاهش ۱۵ درصدی حوزه دیوانی کشور آمده شده است و تا این مسئله ایجاد نشود بودجه‌ای آزاد نمی‌شود.
 
لاریجانی با تأکید بر اینکه حمایت در سطح کلان کشور از آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و آموزش‌های آزاد باید صورت بگیرد، تصریح کرد: در امور تدوین قوانین و حمایت‌های لازم در قوانین دیگر از جمله قانون مالیات مورد توجه مجلس قرار خواهد گرفت.

رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه رویکرد سازمان فنی حرفه‌ای نیز باید واگذاری به بخش خصوصی باشد، بیان کرد: هر چه منابع در این حوزه اضافه شود می‌تواند به بخش‌های خصوصی تزریق شده و از آنها حمایت شود.
 
وی با بیان اینکه عدم تعادل در کل آموزش‌های حرفه‌ای در سطح کلان وجود دارد و این بخش باید مورد حمایت قرار گیرد، افزود: سازمان فنی و حرفه‌ای باید سیاست‌گذاری، هدایت و نظارت کاهش بار دولتی آموزش مهارت را برعهده بگیرد و سازمان را به بخش خصوصی واگذار کرده و به سرزندگی سازمان کمک کند.
 
لاریجانی با تأکید بر اینکه سازمان فنی و حرفه‌ای باید تنها در بخش‌هایی که بخش خصوصی توانایی ندارد، کارهای اجرایی را انجام دهد، افزود: یک مشکل دیگر به روز نبودن امکانات و آموزش‌ها است که این مسئله نیاز به توجه بسیار جدی و سرمایه‌گذاری دارد و باید فکر شود که کدام یک از ظرفیت‌های منابع در کشور آزاد شده و در این بخش صرف شود، حتی جا دارد که از صندوق توسعه ملی در این بخش هزینه شود.

 وی با بیان اینکه سازمان فنی و حرفه‌ای به عنوان مرکز سیاست‌گذار در آموزش فنی باید از همه ظرفیت‌های موجود استفاده کند، تأکید کرد: پیشنهاد احیای صندوق کارآموزی در شرایط فعلی مقتضی نیست و نمی‌توانیم واحدهایی که مشکلات مالی بسیاری دارند را به ایجاد صندوق کارآموزی ترغیب کنیم، اما با یافتن راه‌های دستیابی به درآمد پایدار می‌تواند تا حدودی ممکن باشد.
 
لاریجانی ادامه داد: باید سازمان فنی و حرفه‌ای مکانیزم هایی عملیاتی با توجه به شرایط کشور برای توسعه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای بیابد. 
 
وی با بیان اینکه سازمان فنی و حرفه‌ای اساسنامه ندارد، افزود: این مشکل عجیبی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

رشد ۵ درصدی قیمت نفت در هفته‌ای که گذشت

 

به گزارش نفتون نیوز قیمت نفت در جریان معاملات هفته گذشته ۵ درصد افزایش یافت و در پایان معاملات به ۴۸ دلار و ۹۱ سنت در هر بشکه رسید.

در این هفته قیمت نفت خام آمریکا بیش از 5.2 درصد رشد داشت، در حالی که نفت برنت هم شاهد رشد بیش از 4.7 درصدی بود.

 

از مطبوعات:سکوت مزمن مخالفان توتال

مهدی افشار نیک

شرق

این روزها اگر دنبال‌کننده تیترهای برخي روزنامه‌ها باشیم و برخی برنامه‌های صداوسیما را درباره قرارداد با توتال نگاه کنیم، به‌یقین به این می‌رسیم که کشور در زمينه نفت و گاز از دست رفته و خاکریز‌های عزت و غرور ایرانی تا لب سنگر آخر فتح شده است!! فضایی که این رسانه‌ها می‌سازند، این موضوع را القا می‌کند که مانند وضعیت استعماری صد سال پیش و دوران ویکتوریا، یک غارتگر آمده و منابع زیرزمینی ما را به یغما برده است و مدیران و مسئولان مربوطه کشور، شاه‌سلطان‌حسین‌وار، به ‌جای دفاع از منافع ملی، آش بار گذاشته‌اند تا ملائک از کشور دفاع کنند؛ ولی خب، آش افاقه نکرد و همه چیز از دست رفت. قرارداد با توتال در قالب قراردادهای جدید نفتی منعقد شد. این قالب تازه، از همان ماه‌های اول دولت روحانی کلید خورد و پس از فراز‌و‌نشیب‌های گوناگون و اصلاحیه‌های بسیار که اتفاقا نشان از موشکافی همه لایه‌های کارشناسی و سیاسی نظام دارد، به مرحله اجرا رسید و توتال اولین آن را درباره توسعه فاز ١١ پارس جنوبی امضا کرد. از همان روز‌هایی که از شرایط عمومی قراردادهای جدید نفتی رونمایی شد (مهر ٩٤) تا امروز، مخالفان حول محور چند حرف و سخن انتقاد کرده‌اند و هرچه اصلاحیه رفته و پرداخته شده است، حرف دوستان همان بوده که بود و تغییری نکرده است. اینکه ما خود می‌توانیم و چرا خارجی‌ها؟ از مهم‌ترین این سخنان است. برساخته مخالفان این قراردادها، این است که یک خارجی داریم که یا با قطر شریک است و به فکر چپاول و غارت ماست یا اینکه رشوه داده است و سابقه خوبی ندارد یا اینکه این پروژه باعث ايجاد ١٠ ‌هزار کار در فرانسه یا انگلیس و... می‌شود و شرکت‌ها و سازندگان ایرانی بی‌کار می‌مانند. در مقابل این خارجی، ما یک داخلی داریم که با غرور و عزت در دوران تحریم خط  مقدم نفت و گاز کشور را حفظ و پروژه‌ها را اجرا کرد و نگذاشت کشور در ورطه رکود و بی‌کاری بیفتد. حالا هم باید به این عزت‌آفرینان توجه کرد و کارها را به آنها داد و از خارجی‌ها دوری کرد. اینکه یکی در پی خیانت به منافع ملی ایران است و یکی به دنبال خدمت، شاید در ادبیات سیاسی جایگاهی داشته باشد؛ اما واقعیت‌های پروژه‌ای، این را نشان نمی‌دهد. در واقع ما نه خائن داریم و نه خادم. ما مدل اجرای شلخته و بی‌برنامه داریم، با اجرائی دقیق و مهندسی. اساس مدیریت مگا‌پروژه‌های نفتی و گازی، بر مبنای توانایی مالی و فنی است و حماسه‌بردار نیست. دقیق‌تر بخواهیم بگوییم؛ حماسه اینجا قدرت محاسبه و مدیریت است و با شورآفرینی هیجانی و بعضا استادیومی میانه‌ای ندارد. می‌توان ارزش مدیریت و محاسبه را در مقایسه دو مگا‌پروژه در کشور سنجید؛ فاز ٢ و ٣ به‌عنوان اولین پروژه پارس جنوبی، در شرایطی شروع شده است که در عسلویه و پارس جنوبی چیزی نبود؛ روستایی بود که یک‌شبه قیمت ‌میلیاردی خورده بود؛ اما هیچ زیر‌ساختی نداشت. اجرای این فاز دست توتال بود که در ٥٢ ماه انجام شد و به تولید رسید. تمام میزان سرمایه‌گذاری به مبلغ ٤/٢‌میلیارددلاری از منابع خارجی، در پنج سال از محل درآمد حاصل از فروش میعانات گازی همان پروژه، بازپرداخت شده است؛ دقیقا همین مدلی که در فاز ١١ پیش‌بینی شده است؛ منابع مالی از خارج و بازپرداخت از محل فروش میعانات گازی. اما فاز ١٥ و ١٦ که حدود سه سال پس از تکمیل فاز‌های ٢ و ٣ شروع شد و طبیعتا با تجربه‌ای که کشور در این‌ زمینه به دست آورده بود، باید دقیق‌تر و زودتر اجرا می‌شد، حدود ١٠٢ ماه طول کشید؛ با هشت ‌میلیارد دلار سرمایه‌گذاری از محل منابع داخلی و از سوی پیمانکار داخلی. در واقع، چیزی بالغ بر ٣٠‌ هزار ‌میلیارد تومان از بودجه کشور صرف این پروژه شد که البته بودجه نبود و منابع بانک مرکزی بود و اکنون در حساب بدهی‌های شرکت ملی نفت است. در واقع، دوبرابر قیمت، دو و سه برابر پروژه اجرا و شرکت نفت هم بابت آن به بانک‌ها بدهکار شد. فاز ٢ و ٣ در دولت اصلاحات امضا، اجرا و تمام شد؛ فاز‌های ١٥ و ١٦ در دولت اصولگرایان امضا شد و با تمام بالا و پایین‌ها، تمام نشد و به دولت روحانی رسید؛ انتهایش هم شرکت ملی نفت ایران بابت آن بدهکار شد.  در مدل دولت اصلاحات، شرکت نفت بدهی نداشت و از محل بازپرداخت فروش میعانات، حساب پیمانکار را صاف می‌کرد. کمی محاسبه در به‌موقع‌نرساندن پروژه، نشان می‌دهد چقدر مدل اجراها با هم فرق دارد؛ در دوره توسعه هر دو پروژه‌، بنا بر آمار برنامه‌ریزی تلفیقی شرکت نفت، ضرر و زیان هر روز تأخیر در یک فاز پارس جنوبی، دوونیم‌ میلیون دلار بود. در واقع، دیرکرد دو فاز روزی ٥ میلیون دلار به کشور ضرر می‌زد و ماهی ١٥٠‌ میلیون دلار. ٥٠ ماه تأخیر؛ یعنی ٧,٥ ‌میلیارد دلار خسارت. هشت ‌میلیارد دلار هم که از منابع بانک مرکزی صرف این کار شده است؛ یعنی ١٥‌میلیارد دلار عقب‌افتادگی کشور به نسبت اجرای فاز ٢ و ٣. این مدل اجرای پروژه‌ها در دولت اصولگرا بود. در مقابل، دولت اصلاحات با منابع خارجی یک طرح در کشور را به‌موقع اجرا کرد و کشور را به درآمدهای حاصل از آن فاز رساند؛ بدون تأخیر و بدون تحمیل‌کردن هشت ‌میلیارد دلار هزینه به منابع بانک مرکزی و بدهکار‌کردن شرکت نفت. حالا وضعیت نقد‌های این روزها را یک بار مرور کنیم. در مدت اجرای مدل دوم که ١٥‌ میلیارد دلار عقب‌افتادن به کشور تحمیل کرد، هیچ نقدی که نشد، هیچ، بلکه صحبت از حماسه شد و این سخنان نیز به میان آمد. منتقدان امروز هیچ نگفتند. کسی از خسارت به کشور حرفی نزد. از عقب‌افتادن نسبت به قطر؟ هیچ.  منتقدان امروز قرارداد با توتال، در بسیاری از بزنگاه‌های نفتی دیگر هم سکوت کردند و هیچ نگفتند. مثلا در مدل مشارکت در تولید که در میدان فرزاد B‌ قرار بود با هندی‌ها امضا شود، نه دکتر درخشان سخنی گفت، نه آقای اصغر ابراهیمی، نه زاکانی و نه خادمی. در این مدل، مالکیت مخزن به شرکت‌های توسعه‌دهنده (خارجی) برای مدت طولانی واگذار می‌شود (مشابه قراردادهای نفتی دهه ٣٠ و٤٠ ایران). این اتفاق در وزارت آقای رستم قاسمی در حال انجام بود. کسی سخنی نگفت. اما قراردادهای جدید نفتی که مالکیت مخزن را به شرکت خارجی نمی‌دهد و فقط در یک قرارداد بلندمدت بهره‌برداری از میدان را به شرکت و پیمانکار می‌دهد، با شدیدترین نقدها از سوی همان کسانی مواجه می‌شود که آن روز سکوت کردند. جالب است آن دوره را حماسه می‌دانند و این دوره را ذلت. 


میان این منتقدان، کسانی هستند که در اوج نیاز شرکت‌های سازنده و پیمانکار داخلی، ساخت دکل حفاری را به قیمت ٣٠٠‌میلیون دلار به چینی‌ها دادند و با صدای بلند گفتند در این زمینه توان داخلی نداریم. اما امروز که مدیرعامل جایی و شرکتی نیستند، مدافع همان سازندگان داخلی شدند. در کلام‌شان هم حماسه، خیانت، خدمت و ذلت موج می‌خورد و خودشان را حماسه‌ساز و دیگران را ذلت‌ساز می‌دانند. این توتال نیست که خیلی ماه است و فرشته؛ قطعا این شرکت در پی منافع خود است؛ چه در ایران، چه در قطر و چه در عربستان. این ما هستیم که با مدیریت‌کردن و برنامه‌ریزی دقیق، از توان مالی و فنی شرکت‌های بین‌المللی در راستای منافع خود بهره می‌بریم. این تجربه در کشور ثبت شده است و این روزها باز در حال تجربه آن هستیم. ماجرای جالب‌تر این است که تشکل‌های بخش خصوصی، سازندگان و پیمانکاران بخش خصوصی از قرارداد توتال حمایت کردند و از وزیر تقدیر. مشخص نیست مخالفان سنگ چه‌کسانی را به سینه می‌کوبند. مخالفت‌های عجیب امروز در برابر قرارداد با توتال، دچار دوگانگی مزمن اخلاقی است؛ چرا در مقابل کوتاهی‌های قبل هیچ نگفتند؟ و چرا تدبیر را ذلت نشان می‌دهند؟ اینکه در دوره‌ای که وهابیت و اسرائیل متحد علیه هرگونه سرمایه‌گذاری در ایران عمل می‌کنند، این صداها چه معنی می‌تواند داشته باشد، ذهن را اسیر خود می‌کند. بهتر است فکر نکنیم. اما فراموش نمی‌کنیم که شما روزگاری بس طولانی ساکت بودید و هیچ نگفتید. سکوت دیروزتان و هیاهوی امروزتان.

جزییات بیشتر از قرارداد با توتال

به گزارش نفتون نیوز به نقل از ایرنا، قرارداد توسعه بخش فراساحل فاز 11 پارس جنوبی، عصر دیروز- دوشنبه - توسط 'علی کاردر' مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، 'پاتریک پویانه' مدیرعامل توتال، 'لو' مدیرعامل شرکت ملی نفت چین (اینترنشنال) و 'عزت الله اکبری' مدیرعامل شرکت پتروپارس امضا شد.
این قرارداد با حضور بیژن زنگنه وزیر نفت و مسئولان ارشد صنعت نفت کشورمان به امضا رسید.
سفیر فرانسه در تهران نیز از میهمانان آیین امضای قرارداد توسعه فاز 11 پارس جنوبی میان شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم ایرانی-فرانسوی-چینی است .
ارزش قرارداد توسعه فاز 11 پارس جنوبی چهار میلیارد و ٨٠٠ میلیون دلار است که با به ثمر رسیدن آن، روزانه 56 میلیون مترمکعب (معادل 2 میلیارد فوت مکعب) به ظرفیت برداشت ایران از میدان گازی پارس جنوبی مشترک با قطر افزوده می‌شود.
توافق‌نامه اصولی توسعه فاز 11 پارس جنوبی در هجدهم آبان پارسال میان شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیومی متشکل از شرکت‌های توتال فرانسه، شرکت ملی نفت چین (سی.ان.پی سی CNPC) و شرکت پترو پارس ایران، با حضور زنگنه ، «علی کاردر» مدیرعامل شرکت ملی نفت، «استفان میشل» مدیر توتال در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و «ژو ژان تینگ» مدیر شرکت ملی نفت چین در خاورمیانه، امضا شد.
ویژگی مهم این قرارداد، برنامه ریزی برای ساخت سکوهای تقویت فشار در پارس جنوبی برای نخستین بار در کشور است.
با توجه به افت فشار میدان گازی پارس جنوبی و کاهش تولید، قرار است در توسعه فاز 11 از طریق همکاری با شرکت های بین المللی، برای نخستین بار از فناوری های جدید برای افزایش فشار و جلوگیری از افت تولید این میدان استفاده شود.
به گفته مدیران صنعت نفت، قرار است کارشناسان ایرانی پس از بومی شدن دانش ساخت سکوهای تقویت فشار، از این تجربه در سایر فازهای پارس جنوبی استفاده کنند.
فاز 11 میدان گازی مشترک پارس جنوبی دارای 30 حلقه چاه است که با نصب و راه اندازی 2سکوی تولیدی، روزانه 2 میلیارد فوت مکعب گاز از آن برداشت می شود.
40 ماه پس از امضای قرارداد، تولید گاز آغاز می شود و پس از سه سال، تولید از این میدان، دچار افت فشار می شود که در آن زمان، سکوهای تقویت فشار، راه اندازی می شود.
سایر فازهای پارس جنوبی در سال های گذشته، تعیین تکلیف شده اند، برخی از فازها به بهره برداری رسیده و سایر فازها در مرحله راه اندازی یا توسعه قرار دارند اما فاز 11 به دلایل مختلف، همواره بلاتکلیف باقی مانده بود.
میدان گازی پارس جنوبی، بزرگ ترین منبع گازی جهان است که روی خط مرزی مشترک ایران قرار دارد؛ مساحت این میدان 9700 کیلومتر مربع است که سهم متعلق به ایران 3700 کیلومتر مربع وسعت دارد.
ذخیره گاز این بخش از میدان 14 تریلیون مترمکعب گاز به همراه 18 میلیارد بشکه میعانات گازی است که هشت درصد کل گاز دنیا و نزدیک به نیمی از ذخایر گاز کشور را شامل می شود.

سایتهای رسمی

تبليغات نفتون نيوز

پیشخوان روزنامه ها

 

ورود به سایت



حدیث روز

رسول خدا صلی الله علیه و آله : أَلدّالُّ عَلَى الْخَيْرِ كَفاعِلِه؛ كسى كه ديگران را به كار نيك راهنمائى كند گـويـا خـود، آن را انـجـام داده اسـت. وسائل الشيعه: ج 11، ص 398